درباره ما

گروه آتیه آفرینان ایرانیان بزرگترین گروه اعزام دانشجو به خارج از کشور بهترین شرایط تحصیل در ایتالیا همراه با بورسیه تحصیلی را برای متقاضیان بوجود می آورد

ملاحظات تاریخی ایتالیا

 

 

 

ملاحظات تاریخی ایتالیا

تاریخ روشن واضح ایتالیا به قرن هشتم پیش از میلاد باز می گردد. در آنزمان قوم اتروسك از تركیه فعلی به ایتالیا مهاجرت كرده و در ناحیه شمالی ایتالیا حكومت استبدادی برقرار كردند. تمدن این قوم عالیترین تمدن در ایتالیا تا قبل از روی كارآمدن دولت روم بود. همزمان با ورود این قوم به خاك ایتالیا، یونانیان نیز به نواحی جنوبی ایتالیا كوچیدند.

در قرن پنجم قبل از میلاد سلتها از اروپای مركزی به ایتالیا هجوم آورده و اتروسكها را از دره رود پوبطرف جنوب عقب راندند. در این قرن امپراطوری عظیم روم در ایتالیا پایه گذاری شد و بزودی صدها هزار كیلومتر مربع از نواحی اطراف، تحت تسلط رومیان درآمد. تعدادی از امپراطوران این حكومت بزرگ (سالهای بعد از میلاد) عبارتند از: آدریان (138 – 117)، آنتونیوس پیوس (161 – 138)، كومودوس (192 – 180)، دیوكلیتیان (305 – 286)، كنستانتین كبیر (337 – 306)، كنستانس (350 – 337)، هونوریوس (423 – 395) ، والنتیان سوم (455 – 425 ). آخرین امپراطور این حكومت رومولوس اگوستوس (476 – 475) می باشد. در ضمن امپراطوری روم در سال 395 میلادی به دو امپراطوری روم شرقی و روم غربی تجزیه گردیده بود. اتیالیا بعد از تجزیه، همچنان مقر حكومت روم غربی و جزو آن بود. دوام امپراطوری روم غربی فقط تا سال 476 بود در صورتیكه امپراطوری روم شرقی یا بیزانس كه در جنوب و جنوبشرقی اروپا و غرب آسیا حكومت می كرد تا سال 1453 میلادی دوام آورد.

از اوایل قرن پنجم ایتالیا همچون سایر نواحی امپراطوری روم مورد هجوم اقوام وحشی منجمله هونها، ویزیگوتها و گوتهای غربی واقع شده و حملات شدید این قبایل سرانجام در سال 476 منجر به انقراض امپراطوری روم غربی و استیلای بیگانگان بر ایتالیا شد.امپراطوری روم شرقی همواره مدعی مالكیت ایتالیا بود. در اواخر قرن پنجم تئودوریك كبیر سردار روم شرقی بفرمان زنو امپراطور وقت به ایتالیا حمله برده و اودوآكر حاكم آنجا را كشته حكومت را بدست گرفت. با مرگ وی بعد از مدتی ایتالیا دچار هرج و مرج و تشنج گشت و تنها شخص پاپ بود كه توانست منزلتی ثابت در این كشور داشته باشد. در اواسط قرن ششم بیزانس (روم شرقی) مجدداٌ بر ایتالیا مسلط شد.در سال 568 میلادی قوم وحشی لومبارد كه تا آنزمان در اتریش و مجارستان فعلی سكونت داشتند و به ایتالیای شمالی هجوم برده و مملكتی به پایتختی پاویا تشكیل دادند. این قوم بزودی در ایتالیای مركزی و جنوبی نیز نفوذ كرده و نواحی عمده ایتالیا را بجز ایالات پاپی ورم و نواحی راونا، پنتایولیس و سواحل جنوبی را كه در تصرف بیزانس بود به تصرف درآوردند. پاپ گرگوریوس كبیر كه ایالات پاپی را بنیان نهاده بود بزودی مملكتش را از دولت بیزانس مستقل كرد. پس از مدتی مملكت لومباردها به دوم نشینهایی تجزیه شد كه مهمترین آنها اسپولتو و بنونتو بودند. در سال 584 سران لومبارد با هم متحد شده و فردی را بنام آئوتاری بعنوان رهبر به رسمیت شناختند تا بتوانند در مقابل خطر همسایگانشان مقاومت كنند.در اوایل نیمه دوم قرن هشتم میلادی لومباردها به رم حمله ور شده و پاپ وقت از بین شاه فرانگها (فرانسه) كمك خواست و پسر وی شارلمانی لومباردها را شكست داده و در سال 800 بعنوان امپراطور روم غربی در رم بدست پاپ تاجگذاری كرد. شارلمانی و پدرش در وسعت دادن به ایالات پاپی اقدامات موثر و فراوانی انجام دادند. با مرگ شارلمانی در 814 لوئی اول بحكومت رسید و پس از وی در سال 840 مملكتش میان سه پسرش تقسیم شد كه ایتالیا همراه با چند ناحیه دیگر به لوتار اول فرزند ارشد وی رسید. در اینزمان مسلمانان قسمتهای بزرگی از نواحی جنوبی كشور را تحت تصرف داشتند.در سال 962 میلادی اوتوی اول پادشاه وقت آلمان بدعوت پاپ به ایتالیا هجوم آورده و بعنوان امپراطور تاجگذاری كرد. این آغاز اتحاد میان ایتالیای شمالی و آلمان بود كه به امپراطوری مقدس روم معروف است. امپراطوران این امپراطوری مقدس تماماٌ غیرایتالیایی بودند و از اینرو تسلط آنان بر ایتالیا متزلزل بود. در قرن یازدهم میلادی ایتالیای جنوبی بدست اقوام مهاجم نورمن افتاد و چندی بعد به تصرف آلمان درامد. سپس پادشاهان ناپل و سیسیل بر جنوب تسلط یافتند. در ایتالیای شمالی اتحادیه لومبارد در مقابل امپراطوران مقدس روم یاغیگری می كرد. اتحادیه فوق الذكر از سال 1167 در شهرهای ناحیه لومباردی تشكیل شده بود. امپراطور فردریك اول پادشاه وقت امپراطوری مقدس روم مدعی فرمانروایی بر تمام شهرهای ناحیه لومباردی شد. بهمین خاطر مردم آن منطقه بر علیه امپراطور سر به شورش برداشته و با پشتبیانی پاپ شروع به جنگ با امپراطور كردند. اتحادیه سرانجام به پیروزی رسید و شهرهای آن دارای خودمختاری و آزادی گردیدند. این اتحادیه در بین سالها 50 – 1226 تجدید فعالیت كرد ولی دوامی نیافت.در قرون سیزده، چهارده و پانزده ایتالیا دارای پیشرفتهای فراوان اقتصادی گردید كه خود پایه گذار عصر رنسانس شد. كشور ایتالیا در دوره رسانس به ممالكی تقسیم شده بود با یكدیگر رقابت داشته و بیشتر آنها برای اقتدار خود با ممالك خارجی اتحادیه هایی برقرار كرده بودند.

از سال 1494 جنگ های ایتالیا آغاز شد. علت اصلی این جنگها رقابت اسپانیا و فرانسه بر سر نفوذ در ایتالیا و تسخیر آن بود. در مرحله اول جنگ در طی سالهای 95-1494 فرانسه ناپل را تصرف كرد ولی اسپانیا، امپراطوری مقدس روم، پاپ، ونیز، و میلان متحد شده و ناپل را مجدداٌ آزاد نمودند. در مرحله دوم جنگ (1504- 1499) لوئی هفتم پادشاه فرانسه، میلان و جنوارا منفرداٌ و ناپل را متفقاٌ با اسپانیا اشغال كرد. بعداٌ میان فرانسه و اسپانیا اختلاف افتاده و طی جنگهایی فرانسه شكست خورده و نواحی اشغال را به اسپانیا واگذار نمود.مرحله سوم جنگ (16-1508) برای فرانسه موجب از دست دادن لومباردی و بدست آوردن میلان بود. با رقابت بین شاه فرانسه و اسپانیا جنگ بازهم ادامه یافت كه در پایان فرانسوای اول شاه فرانسه به اسارت اسپانیا درآمد. وی در سال 1526 با قبول شرایط پیمان مادرید آزاد شد ولی پس از آزادی پیمان را نقض كرده و با كمك پاپ و چند سردار دیگر ایتالیایی، جنگ پنجم را برانگیخت. در طی این جنگ رم بوسیله سربازان اسپانیولی غارت شد و شكستهای پی در پی دیگری بر فرانسه و متحدانش واردآمد تا سرانجام در سال 1529 پیمان صلح میان طرفین منعقد شد و به جنگها پایان داده شد. با این وجود هنوز هرج و مرج و عدم وجود مركزیت در ایتالیا بچشم می خورد. در اینزمان مقتدرترین ممالك ایتالیا، و نیزوساردنی بودند كه در جنگهای اروپایی دخالت فعال داشتند.

در قرون هفده و هجده، جنگهای اروپایی از جمله جنگهای جانشینی اسپانیا و لهستان كه ایتالیا غیرمستقیم در آنها درگیر بود كشور را بكلی تحت استیلای خارجی درآورد. در سال 1748 ممالك ناپل، سیسیل، پارا و پیناچنتسا در دست اسپانیا و نواحی میلان، مانتوا، توسكان (تسكان) و مودنا در كنترل اتریش قرار داشتند. ممالك مستقلی نیز وجود داشتند كه عبارت بودند از ایالات پاپی، ساردنی، و نیز، جنوا و لوكا.

در اواخر قرن هجدهم بر اثر وقوع جنگهای اروپایی انقلاب فرانسه، وضع سیاسی ایتالیا نیز دچار تغییراتی گردید. این جمهوری در سال 1805 نامش به مملكت ایتالیا (كه تحت سلطنت ناپلئون بناپارت و نایب السلطنگی (اوژن دوبوارنه) تبدیل شد و در ضمن و نیز نیز به آن الحاض یافت. در بین سالهای 1812 – 1795 نواحی ساوا، پیمون، پارما، لیگوریا، توسكان و ایالات پاپی بتصرف فرانسه درآمدند. كنفرانس وین بدنبال اضمحلال امپراطوری ناپلئون در سالهای 15 – 1814 تغییراتی در نواحی ایتالیا ایجاد نمود كه سبب شورشهایی در مملكت گردید. بعضی از ایالات پاپی نیز با هم متحد شده و از اینزمان وحدت ایتالیا آغاز شد.در سال 1861 ویكتور امانوئل دوم به پادشاهی ساردنی رسید و با كمك سایر آزدایخواهان از جمله كاوورو گاریبالدی وحدت ایتالیا را جامه عمل پوشانیده و كشور ایتالیا مشتمل بر تقریباٌ تمام ایتالیای امروزی را بوجود آوردند كه بعد از آن ایتالیا روی به سوی پیشرفت نهاد. در سال 1878 اومبرتوی اول پادشاه ایتالیا شد و پس از وی در سال 1900 ویكتور امانوئل سوم به سلطنت رسید. در دوره حكومت این دو، ایتالیا دارای آزادی های فراوانی بود. همچنین در این دورانها ایتالیا مستعمراتی همچون سومالی، اریتره و لیبی بدست آورده و جمعیت آن افزایش فراوانی یافت و بهمین خاطر موج مهاجرتهای دسته جمعی بسوی قاره امریكا آغاز شد.در سالهای پیش از جنگ جهانی اول در دوره صلح مسلح، ایتالیا جزو گروه سیاسی نظامی اتحاد مثلث (با آلمان و اتریش) بود ولی با شروع جنگ در سال 1914 ایتالیا با مسلط شدن بر دریای آدریاتیك در مه 1915 به اتریش اعلان جنگ داده و شروع به نبرد نمود كه سال 1917 نیز پیروزیهایی بدست آمد. در ماههای اكتبر و دسامبر سال 1917 نیز پیروزیهایی بدست آمد. در ماههای اكتبر و دسامبر سال 1917 سپاهیان آلمان و اتریش، ایتالیهائیها را در ناحیه كاپورتو(یوگسلاوی فعلی) شكست داده و بعقب راندند. در این هنگام نیروهای دیگر كشورهای متفق بكمك ایتالیا آمدند. در سایر جبهه های جنگ در اروپا شكستهای آلمان شدت گرفت و سرانجام با پیروزی نهایی متفقین جنگ پایان یافته و آلمان تسلیم شد. براساس پیمانهای صلحنواحی تیرول جنوبی، تریسته، شبه جزیره ایستریا، قسمتی از كارنیولا و جزایر زیادی در دریای آدریاتیك به ایتالیا داده شد.

در سال 1921 میهن پرستان ایتالیایی در مخالفت با مفاد عهدنامه های صلح، شهر فیوم (در یوگسلاوی فعلی) را تسخیر كردند. برروی هم ایتالیا در طی این دوران گرفتار اعتصابات و شورشهای فراوان بود كه این موضوع سرانجام منجربه تأسیس حزب فاشیست به رهبری بنیتو موسولینی شد (موسولینی قبلاٌ در فرانسه و سوئیس با لنین آشنایی داشت). طرفداران حزب فاشیست پیراهن سیاه بر تن می كردند و حداقل سن اعضاء آن 6 سالگی اعلام شده بود. در 1922 با پیروزی این حزب در انتخابات موسولینی با رضایت پادشاه وقت (ویكتور امانوئل سوم) به نخست وزیری رسید و با شدت عمل شروع به حكومت كرد. وی با دیكتاتوری كشور را از مخالفین تصفیه كرده و تمام اوضاع كشور را تحت اداره حزب خویش درآورد. در دوران حكومت او كارهای مثبت فراوانی از لحاظ عمرانی انجام گردید.

با قتل یكی از اعضای مهم حزب سوسیالیست ایتالیا بنام ماتئوتی بین حزب فاشیست و سایر احزاب اختلاف افتاده و فاشیستها سایر احزاب را غیرقانونی اعلام كردند. پس از این ماجرا موسولینی با دیكتاتوری شدیدتری به حكومت مطلقه خویش ادامه داد. در سال 1929 موسولینی اختلاف خود را پاپ را در مورد موجودیت و اتیكان حل كرده و واتیكان بصورت كشوری كوچك ومستقل در كنار شهر رم درآمد.

با روی كارآمدن هیتلر در آلمان، موسولینی به آلمان نزدیك شد. در سال 1935 نیروهای ایتالیایی به تلافی شكست سال 1896 از ایتوپی به آنجا حمله برده و پس از چندی در سال 1936 آنجا را بتصرف خود درآورند. در طی سالهای 39 – 1936 نیروها و تجهیزات ایتالیا همراه با نیروهای آلمانی در جنگ های داخلی اسپانیا بنفع سلطنت طلبان فعالیت می كردند. موسولینی برای استحكام موقعیت ایتالیا در دریای مدیترانه و تسلط بر دریای آدرباتیك در سال 1939 به آلبانی حمله كرد و با وجود مقاومت شدید مردم آن، این كشور را تسخیر نمود. از همان آغاز اشغال، نیروهای پارتیزان آلبانی به جنگ با غاصبان ایتالیایی پرداختند.ایتالیا در سال 1939 رسماٌ با آلمان نازی متحد شد. در همانسال جنگ جهانی دوم از سوی آلمان در اروپا شد و ایتالیا در سال 1940 بنفع آن كشور وارد جنگ گردید. با ورود ایتالیا به جنگ وضع نیروی دریایی انگلستان در مدیترانه بخطر افتاد. در ماه اكتبر 1940 ایتالیا به یونان حمله ور شد ولی با شكست ، به آلبانی عقب نشینی كرد و در همین زمان جنگ در افریقا میان آلمان و ایتالیا از یكطرف و انگلستان و سایر متفقین از طرف دیگر ادامه داشت. نبردهای شمال افریقا سرانجام در ماه مه 1943 بنفع متفقین پایان یافت و این در حالی بود كه در سال 1941، امپراطوری افریقای شرقی ایتالیا، به دست انگلستان ساقط شده بود. در یازدهم مارس 1941 ایتالیا و آلمان به امریكا اعلان جنگ دادند و جنگ گسترده تر شد. در ماههای ژوئیه و اوت سال 1943 نیروهای متفقین از شمال افریقا به سیسیل هجوم برده و با تصرف آن در ماه سپتامبربخاك اصلی ایتالیا وارد شدند. در همین زمان ویكتور امانوئل آن ایتالیا تسلیم متفقین شد. دولت بادوگلیو در ماه اكتبر سال 1943 به آلمان اعلان جنگ داد و بصورت یكی از متفقین درآمد. از اینرو نیروهای آلمانی وارد ایتالیا شده و به جنگ با متفقین پرداختند. سرانجام پس از تعرض نهایی آوریل سال 1945 بوسیله دول متفق آلمان شكست خورده و جنگ پایان پذیرفت.درسال 1944 با اعلام استعفای بادوگلیو شاه نیز اختیارات خود را به پسرش اومبرتوی دوم واگذار نمود. در سال 1946 بر اثر اجرای رفراندوم، حكومت كشور جمهوری گردید. پیمان صلح جنگ جهانی دوم با ایتالیا در سال 1947 باعث از دست رفتن مستعمرات و قسمتی از ناحیه شمالشرقی كشور گردید. ایتالیا در سال 1954 مناطق ایتالیایی نشین تریسته را بدست آورد.اوضاع سیاسی ایتالیا در سالهای اخیر بسیار آشفته بوده و دولتها یكی پس از دیگری بر روی كارآمده، استعفا داده و یا سقوط می كنند. یكی از مهمترین حوادث دهه اخیر ایتالیا، ربوده شدن آلدومورو نخست وزیر پیشین این كشور در سال 1978 بدست چریكهای شهری بریگاد سرخ می باشد. وی بعداٌ بعلت عدم قبول خواسته های آنان از سوی دولت، بقتل رسید. در همانسال جیووانی لئونه رئیس جمهور وقت با افشاء سوء استفاده های مالی و سیاسیش مجبور به استعقاء گردید و پرتینی جانشین وی گردید. در سه سال اخیر چندین دولت بر سر كار آمده اند كه همگی پس از چندی استعفاء دادند. در سال 1980 كوسیگا به نخست وزیری رسید ولی با استعفای وی بعلت عدم رأی اعتماد پارلمان و همچنین ناكامی در تشكیل دولت، فرلانی به نخست وزیری رسید ولی وی نیز با افشای فراماسون بودن چند تن از اعضای كابینه اش مستعفی شد. نخست وزیر فعلی ایتالیا جیووانی اسپادولینی است